مشکلات ایثارگران سکوت سرداران
یادش بخیر صادق آهنگران چه با سوز و گداز میخواند که:
در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زآنسو نخندید....... اما غافل از اینکه علاوه بر نبستن در باغ شهادت ، چند در دیگر نیز برای ورود به آن باز کرده اند !! یک در ورودی سمت یمن ، یک درب سمت عراق برای ورود عراقی هایی که تا دیروز جنگ توسط ما به هلاکت می رسیدند ولی امروز به میمنت برادر بودن به شهادت می رسند ! و همچنین یک در ورودی بزرگ سمت سوریه و لبنان برای ورود شهدای مدافع حرم . جالب است جناب آیت الله شهیدی ریاست محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران با خشنودی اعلام فرمودند که آمار شهدای حرم از هزار نفر عبور کرده است !!. ضرب المثلی قدیمی است به این مضمون که : نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار .
انگار همین دیروز بود که با هجوم ارتش تا دندان مسلح عراق به ایران اسلامی ، جوانان و نوجوانان غیور کشور بدون سازماندهی و دسته بندی وارد جبهه های نبرد با دشمن متجاوز شدند . بمرور زمان دسته ، گروه ، گروهان،گردان و لشکر و قرارگاه های متعدد تشکیل و سازماندهی شد . خبری از درجه و مدال و تمایزی در بین رزمندگان و فرماندهان وجود نداشت . هر چه بود خدمت و خدمتگزاری بود برای هر عملیات جدید کافی بود از طریق پیک گردان و احیاناً تلفن اطلاع داده شود وکادر گردان یا لشکر با حضور نا محسوس ماهها قبل از عملیات منطقه مورد نظر را شناسایی کنند . آنهائیکه در طول هشت سال جنگ به دیدار معبود شتافتند که وارسته شده وبه آرزوی خود رسیدند . اما بازماندگان جنگ. عمده رزمندگان و ایثارگران با تالمات روحی و جسمی سالهاست که همچون شمع در تاریکی سوسو زده و یکی پس از دیگری به خاموشی می روند . طبق آمار بیش از 41000 نفر از بازماندگان جنگ تحت درمان اعصاب و روان هستند . بیش از 175000 فرزند شهید تحت پوشش بنیاد بوده که از این مجموع ایثارگر و فرزند شهید بعضاً دچار روزمرگی می باشند ( البته نورچشمانی مانند آرمیتا و علی رضا استثنا هستند ) . از بین بازماندگان جنگ تحمیلی عزیزانی که مورد اصابت تیر و ترکش قرار گرفته اند وضعیت معلوم و روشنی دارند ولی مظلوم تر از آنها دلاورمردانی هستند که با وجود چند سال حضور در جبهه های نبرد ، به ظاهر جسمی سالم دارند ولی حقیقت این است که همه آنها تحت بمباران شیمیایی و موج انفجارهای فراوان بوده و از درون پوسیده اند .اما بعد از جنگ تحمیلی ، تعداد اندکی با هجوم به مدالها و عناوین سردار شدند و وقتی به جاه و مقام رسیدند ناگهان خود را شاه یافته و همه افرادی که باعث رشد و نمو آنها شده بودن را به فراموشی سپرده اند و ثابت نمودند که از دل برود هر آنکه از دیده برفت !!. حدود 28 سال از پایان جنگ تحمیلی می گذرد ولی هیچگاه ندیدیم سردار دلاور محسن رضایی و یا صفوی و جعفری و سلامی و.... از رزمندگان دیروز جنگ حمایتی انجام داده و یا نسبت به اینهمه بی مهری دولتمردان عکس العملی نشان بدهد اینان در همه موارد داخلی و خارجی،از اقتصاد گرفته تا اخلاق و تنظیم خانواده اظهار نظر می فرمایند ولی حاشا و کلا از ورود به مشکلات و معضلات ایثارگران و فرزندان معززشهداءکه ولی نعمتان آنها هستند .ایکاش جناب سردار نقدی بجای پرداختن به مسائل هسته ای و سیاست خارجی و پروژه نفوذ و تخریب مسئولین ، قدری نیز پیگیر قوانین معیشیتی ایثارگران و آزادگان سرافراز ایرانی می شد . مسئولین سپاه حتی حاضر نیستند سوابق حضور در جبهه ما را ساماندهی کرده و برای آندسته از رزمندگانی که طی هشت سال جنگ شاغل نبوده اند سوابق بازنشستگی و پاداش پایان خدمت تعیین نمایند. متاسفانه هر گاه برای اخذ تاییدیه مراجعه میکنیم مقداری از سوابق حضور در جبهه ما به بهانه های مختلف کسر میگردد . چنان رزمنده و جانباز و فرزند شهید جدید ظهور میکند که ما کهنه رزمندگان اصلاً دیده نمیشویم و چه زیبا به وصیت امام (ره) در خصوص ایثارگران جامه عمل پوشاندند که فرموده بود:"
نگذارید پیشکسوتان خون و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند . متاسفانه در حال حاضر فرمایشات و وصایای حضرت امام (ره) مانند جعبه آچاری در دست مسئولین می باشد و هر وقت احساس نیاز کنند برای باز کردن مشکلات خود در خصوص افراد و افکار مختلف استفاده می کنند .تمام دولتهای پس از جنگ از ایثارگران و جانبازان استفاده ابزاری کرده اند و اگر قوانینی مصوب شده بر اساس نیازهای خانوادگی و نورچشمهای خودشان بوده است . بسیاری از خانواده های شهداءو جانبازان در مناطق محروم زندگی میکنند و دسترسی مناسبی نیز به قوانین و دنیای مجازی نداشته و شاید اطلاعی نیز از قوانین ندارند .اگر قرار است جانباز یا ایثارگری برای دریافت یا اطلاع از حق و حقوق قانونی خود مرتب به بنیاد و سپاه مراجعه نماید باز هم گدایی محسوب میشود . حق و حقوق جامعه ایثارگری می بایست محترمانه و منظم پرداخت گردد. نه ایجاد حق کاذب کنیم و نه از سیاست یک بام و چند هوا استفاده کنیم
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار